نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

48

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

مىشناسى ؟ فخر رازى گفت : به صد دليل . شيخ فرمود : برهان و استدلال براى آنست كه شك را از ميان بردارد ( أ في اللّه شك فاطر السموات و الارض ) خداى تعالى در دل بندگان خود نورى تابيده است كه گاهى شك نكنند و از دليل و برهان بىنياز باشند . اين سخن براى فخر رازى تأثير عميق كرد و اولين بار است كه او در مقابل منطق نجم الدين كبرى سر فرومىآورد زيرا با هر كه در مباحثه را گشوده غالب آمده است « 1 » فخر رازى از آنجا كه حميت دانشمندى است قهر مستولى شد از شيخ سؤال كرد بعم عرفت اللّه ؟ به چه شناختى خداى را ؟ به واردات قدسى و مشاهدات انسى « 2 » كه عقلها از درك آن عاجزند . فخر رازى مىگويد : اين جوابى بود كه اصلا در مقابل هيچ نتوانستم گفت « 3 » فخر رازى گفت : اين بر من چه حجت باشد ؟ شيخ فرمود : ما لكم لا تعرفون لسانكم انتم قلتم بم عرفت و ما قلتم بعم تعرفوننى يعنى چيست شما را كه در آداب بحث و جدال كه در طريقهء اهل قيل و قال است توجيه مرعى نمىداريد ، شما از سبب شناختن من پرسيديد نه از شناسا گردانيدن و الزام حجت بر خود لاجرم در مقام منع اين بر من حجت نيست گفتن از طريقهء توجيه

--> ( 1 ) - شرح حال و زندگى و مناظرات فخر رازى ص 98 و 99 . ( 2 ) - ينبوع الاسرار فى نصائح الابرار ص 42 . ( 3 ) - روضات الجنان و جنات الجنان ج 2 ص 325 .